مقاله حق طلاق زنان

واژه طلاق در پارسی به معنای بیزاری و جدایی کامل است و در اصطلاح حقوق طلاق عبارت است از ایقاعی تشریفاتی که به موجب آن واگذاری حق طلاق در شرایط طبیعی و غیر ظالمانه به مرد نه کاشف از بی توجهی به زنان و نه طرفداری از مردان، بلکه با توجه به مصالح خانواده و در راستای دیگر ضوابط فقهی است هرچند در موارد خاصی نیز زن حق دارد از دادگاه طلاق بخواهد. اضافه بر آن که زن می تواند با شرط ضمن عقد در پیمان زناشویی هر وقت بخواهد از مرد طلاق بگیرد.

در شریعت یهود زن حق طلاق ندارد. به مجرد اینکه مرد از زنش ناراضی باشد مطلقا می تواند او را رها سازد. پیوند زناشویی به مجرد نیت مرد قابل گسست است و نیازی به اثبات و ابراز نیست. شرایط و تشریفات خاصی ندارد با این وجود به مردم توصیه شده تنها به هنگام عذر همسر خویش را طلاق دهند.

تاریخچه طلاق

طلاق در بسیاری از سرزمین‌های باستانی از جمله میان‌رودان، یونان، ایران، مصر و چین وجود داشته‌است. کنستانتین محدودیت‌های بسیاری برای طلاق ایجاد کرد و در قرن دهم میلادی کلیسای مسیحی آن را ممنوع دانست. هنری هشتم برای نخستین بار از مجلس کلیسای انگلیس خواست که ازدواج او را فسخ نماید.

به مرور زمان کشورهای اروپایی و مسیحی حق طلاق را برای زن و شوهر به رسمیت شناختند. با این حال، در سال ۱۹۸۶ در ایرلند پارلمان طلاق را غیرقانونی اعلام کرد. در انگلستان، در سال ۱۹۶۹ لایحه قانونی اصلاح طلاق به تصویب رسید که گرفتن طلاق را برای زن و شوهر آسان‌تر کرد. بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، میزان طلاق در بریتانیا به طور ثابت هر سال ۹ درصد افزایش یافت و در طی آن دهه دو برابر شد. امروزه در بسیاری از جوامع اروپایی، میزان طلاق افزایش یافته‌است.

در دیانت مسیح برای هیچ یک از زن و مرد حق طلاق وجود ندارد و پیوند زناشویی تنها زمانی قابل گسست است که زن مرتکب زنا شده باشد. شاید عدم مشروعیت طلاق در آیین مسیحیت بدین علت باشد که زن و مرد به حضرت مریم و مسیح (ع) اقتدا نکرده و با انعقاد پیمان زناشویی جرم بزرگی را مرتکب شده اند بنابراین لازم است به پای این عمل ناروا بسوزند و با این بندی که خود بر خویشتن نهاده اند عذاب شوند.

طلاق در اسلام و در وقت ضرورت مشروع است ولی شارع برای آن که زندگی زناشویی زود از هم نپاشد و دامنه آن گرداب خطرناک به افراد بی گناه دیگر زیان نرساند به مجرد این که مردی از همسرش ناخرسند باشد راه طلاق را نشان نمی دهد بلکه او را به بردباری و شکیبایی دعوت می کند و قرآن راه جلوگیری از جدایی زوجین را به بهترین طریق عملی نشان داده است: و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما و اگر ازجدایی میان آن دو (زن و شوهر) بیم دارید پس داوری از خانواده آن (شوهر) و داوری از خانواده آن (زن) تعیین کنید. اگر سرسازگاری دارند خدا میان آن دو سازگاری خواهد داد... (نساء، 35) . زیرا گاه علیرغم همه این راه حلها، برخی زندگی ها به بن بست می رسند و باید هر یک زندگی دیگری را با زوج دیگری از سر بگیرند.

در اسلام زن می تواند اگر بخواهد از قید زناشویی رها شود در حالی که همسر خواهان ادامه زندگی است به گونه ای رضایت او را جلب کند و از او طلاق خلع بگیرد. اضافه بر آن که می تواند در عقد زناشویی وکالت در طلاق شرط کند و حق طلاق را بدست آورد. اگر امروزه طلاق ظلمی در حق زن بشمار می آید و عواقب اقتصادی واقعا دردناکی به دنبال دارد همه و همه به جهت آن است که رفتار ما در جامعه بر حسب تشریع قرآنی نیست، احکام اسلام پیاده نمی شود و اگر نظام ما جامعه ما کاملا اسلامی باشد هیچ یک از این عواقب نخواهد بود.

 پس از مسئله امامت و خلافت... سه مورد زیر همواره علت اصلی و مهم جدایی فقه شیعه اثنی عشری از فقه اهل سنت بوده اند: 1) ازدواج موقت (متعه)، 2) مقررات سخت متارکه اختیاری (طلاق) که فقه شیعه سوء استفاده از این سنت را شدیدا محدود می کند، 3) لغو موقعیت ممتاز... ارث خویشاوندان ... در مورد طلاق یک جانبه زن می گوید: فقه شیعه نسبت به فقه کلیه مکاتب سنی بسیار سخت گیرتر است... فقه اهل سنت از ابتدای شکل گیری دو نوع طلاق را از یکدیگر متمایز کرد یکی طلاق محمود و شرعی (طلاق السنه) و دیگری طلاق غیر شرعی مذموم (طلاق البدعة) . اولی اظهار یک بار (صیغه) طلاق هنگام طهارت زن است که در طلاق البدعة مقررات طهر و پاکیزگی رعایت نمی شود... فقه شیعی طرق البدعة را مطلقا ممنوع دانسته... و اقوال نقف شده از امامان ... ظلمی را که بر اثر اقدام به طلاق البدعة بر زن وارد می شود شدیدا محکوم می کنند.

آثار طلاق

نبود ناگهانی همسر ممکن است احساس اضطراب یا هراس ایجاد کند؛ هر چند برخی نیز ممکن است پس از طلاق احساس خوشحالی داشته باشند. معمولاً زنان از طلاق بیش از مردان از نظر اقتصادی زیان می‌بینند، اما فرآیندهای سازگاری روانی و اجتماعی برای مردان و زنان تفاوت چندانی ندارد. بعضی از مردان و زنان ممکن است پس از طلاق به ازدواج مجدد تن در دهند.

طلاق و کودکان

کودکانی که والدینشان از ازدواج خود راضی نیستند اما با هم زندگی می‌کنند، ممکن است تحت‌تأثیر تنش ناشی از روابط آن‌ها به اضطراب یا افسردگی مبتلا شوند. کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان نیز به اضطراب عاطفی دچار می‌شوند. کودکان بزرگ‌تر بهتر می‌توانند انگیزه‌های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند. این کودکان ممکن است به خاطر اثراث طلاق بر آینده خود نگران باشند یا این که احساس تنهایی داشته باشند. کودکان هنگامی که پس از جدایی هم با پدر و هم با مادر رابطه مداوم دارند، در وضع بهتری به سر می‌برند تا هنگامی که فقط یکی از آن‌ها را به طور منظم می‌بینند. طلاق هماهنگی میان والدین، مسائل نگه‌داری کودک و حق ملاقات را در برمی‌گیرد.

طلاق در بسیاری از سرزمین‌های باستانی از جمله میان‌روم، یونان، ایران، مصر و چین وجود داشته‌است. کنستانتین محدودیت‌های بسیاری برای طلاق ایجاد کرد و در قرن دهم میلادی کلیسای مسیحی آن را ممنوع دانست. هنری هشتم برای نخستین بار از مجلس کلیسای انگلیس خواست که ازدواج او را فسخ نماید.

به مرور زمان کشورهای اروپایی و مسیحی حق طلاق را برای زن و شوهر به رسمیت شناختند. با این حال، در سال ۱۹۸۶ در ایرلند پارلمان طلاق را غیرقانونی اعلام کرد. در انگلستان، در سال ۱۹۶۹ لایحه قانونی اصلاح طلاق به تصویب رسید که گرفتن طلاق را برای زن و شوهر آسان‌تر کرد. بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، میزان طلاق در بریتانیا به طور ثابت هر سال ۹ درصد افزایش یافت و در طی آن دهه دو برابر شد. امروزه در بسیاری از جوامع اروپایی، میزان طلاق افزایش یافته‌است.

طلاق در ایران

در جمهوری اسلامی ایران، مرد با مراجعه به دادگاه حق تقاضای طلاق دارد. زن نیز در شرایط خاصی می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند. بعضی از این شرایط عبارت‌اند از:

•ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه

•اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر

•ابتلای زوج به یکی از انواع مشروبات الکلی

•محکومیت قطعی زوج به بیش از پنج‌سال حبس

•ضرب و شتم یا سوء رفتار زوج که برای زوجه غیرقابل تحمل است

•ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی و جسمانی

در طلاق، خواندن صیغه طلاق در حضور دو مرد شاهد لازم است.

 

طلاق در قانون مدنی ایران

در سال ۱۳۵۴ قانون حمایت خانواده ۱۳۵۴ به تصویب رسیده و آزادی مرد در طلاق را محدود به موارد خاصی نمود و پنج شرط دیگر در ماده ۱۱ قانون حمایت خانواده ۱۳۴۶ برای امکان درخواست طلاق اضافه شد که عبارت بودند از زندانی شدن زن یا مرد برای دوره‌ای مشخص، اعتیاد، ازدواج مجدد مرد بدون رضایت زن، ترک زندگی خانوادگی از طرف هریک از آنها، محکومیت قضایی هر یک از آنها که موجب لطمه به حیثیت خانوادگی دیگری شود. علاوه بر موارد قانون ۱۳۴۶، در قانون ۱۳۵۴ این توضیح آمد که ماده ۱۱ هم برای زن و هم برای مرد اعتبار دارد

طلاق در مذاهب متفاوت

در آئین بهاییت

بهاءالله، شارع بهائیت در کتاب اقدس امر طلاق را بسیار مکروه و ناپسند ذکر می‌کند ولی در نظر می‌گیرد که اگر زن و شوهری واقعا نتوانستند با هم زندگی کنند باید حکم طلاق جاری شود: شوقی افندی، ولی‌امرالله می‌گوید:«امر طلاق بسیار مذموم و قبیح و مخالف رضای الهی است»

بعد از تصمیم زن و مرد برای جاری ساختن حکم طلاق، باید به مدت یک سال صبر نمایند، این ایام به اصطلاح بهائی، ایام تربص نامیده می‌شود. و اگر این یکسال گذشت و بین زن و مرد اتحاد مجدد برقرار نشد، آن‌ها به کلی از هم جدا شده و می‌توانند با فرد دیگری ازدواج کنند. در موقع یکسال تربص مرد باید تمام مخارج زندگی زن را به میزانی که محفل روحانی محل تعین می‌کند، بپردازد ولو آنکه طلاق به تقاضای زن صورت گرفته باشد. در دین بهائی طلاق به درخواست زن نیز صورت می‌گیرد و این به عنوان یکی از موارد رعایت یکی از تعالیم دین بهائی با نام تساوی حقوق زن و مرد برشمرده می‌شود.

آیا حق طلاق با زن است ؟

با توجه به این که بسیاری بر این عقیده اند که حق طلاق منحصرا در دست مردان است، کارشناسان دینی بر این عقیده اند که این گونه نیست که در هر صورت طلاق در اختیار مرد باشد و زن حق هیچ گونه درخواست و اختیاری برای در دست داشتن اختیار طلاق نداشته باشد.

ریاست مرد در خانواده، برتری عقلی مرد نسبت به زن، حقوق فقهی که ناشی از برتری مرد در خانواده است و… همه از دلایلی است که از سوی بسیاری از کارشناسان دینی در پاسخ به چرایی داشتن حق طلاق در دست مردان در ایران، بیان می شود. پاسخ هایی که شاید برای فعالین حقوق زنان و یا خود جامعه زنان زیاد قانع کننده نباشد. بحث بر سر اینکه چرا حق طلاق در ایران در دست مردان است و اگر زنی بخواهد این حق را داشته باشد باید آن را در غالب شروط ضمن عقد بیاورد،بحث جدیدی  نیست.اما در این چند ماه اخیر و با توجه به مطرح شدن لایحه حمایت از خانواده و ماده جنجال برانگیز ۲۳ آن، بازار این بحث ها بیشتر داغ شده است.

طلاق،اختیاری فقط در دست مردان؟

یکی از جنجال برانگیزترین قوانین در تمام نقاط دنیا قوانین مربوط به خانواده و روابط زوجین است. امروزه در اکثر کشورهای پیشرفته با توجه به تحولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تمایل قانونگذار به سمت تعادلی با اعمال تبعیض مثبت به نفع زنان و کودکان به جهت شرایط خاص این گروه شکل گرفته است. در کشور ما این قوانین کاملاً منطبق بر فقه شیعی بوده به نحوی که عباراتی از قانون در کشور ما دقیقاً ترجمه متون فقهی است که این امر به رغم تحولات اجتماعی از سال ۱۳۰۴ تاکنون اصلاح چندانی نگردیده است.

با توجه به اینکه بسیاری بر این عقیده اند که حق طلاق منحصرا در دست مردان است، کارشناسان دینی بر این عقیده اند که اینگونه نیست که در هر صورت طلاق در اختیار مرد باشد و زن حق هیچگونه درخواست و اختیاری برای در دست داشتن اختیار طلاق نداشته باشد. بلکه طبق دستور اسلام و قوانین مدون فعلی که برگرفته از منابع اسلامی است، راه‌هایی پیش‌بینی شده است که زن می‌تواند با این وسیله اختیار طلاق را به دست گیرد و با توسل به آن راه‌ها، خود را مطلّقه سازد.

با نگاه به قوانین مدون در این زمینه، در می یابیم که مثلاً طبق ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی، طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر شرط نمایند،مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر، زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک نفقه نماید، یا بر علیه حیات زن سوء‌قصد کند، یا سوء‌رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود، زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلّقه سازد. و در ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی این امکان برای دادگاه پیش‌بینی شده که هرگاه مرد در صورت استطاعت خود و تمکین زن، از پرداخت نفقه خودداری کند، شوهر را تعزیر کند.»

در قانون مدنى جمهورى اسلامى آمده است: «طرفین عقد ازدواج مى‏توانند هر شرطى را که مخالف با مقتضاى عقد مزبور نباشد، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند، که خود را مطلّقه نماید. ماده۱۱۱۹

بنابراین از نظر فقهى و قانون مدنى ایران، گرچه حق طلاق به صورت یک حق طبیعى براى مرد است، ولى به صورت یک حقّ قراردادى و تفویضى مى‏تواند به زن واگذار شود.

چرا حق طلاق در اختیار مردان است؟

شاید بتوان گفت بیشتر دخترانی که در شرف ازدواج قرار دارند، این سوال را از خود بپرسند که چرا حق طلاق در اختیار مردان است؟ جواب این سوال از سوی کارشناسان حقوقی و دینی کشور ما اینگونه پاسخ داده می شود: زن به حسب فطرت خویش و به جهت وظایفی که خداوند بر دوش او نهاده است از احساسات و عواطف بالایی برخوردار است و زود از خود عکس‌العمل نشان می‌دهد. آمار نشان می‌دهد که هر گاه امر طلاق به زن واگذار شده است همانند برخی از کشورهای غربی و روسیه، شمار فروپاشی خانواده به سرعت رو به فزونی نهاده است. این دسته از کارشناسان مثال هایی نیز برای اثبات سخنان خود نیز بیان می کنند. آنها به عنوان نمونه بیان می کنند:”در آمریکا از هر دو ازدواج یکی و در روسیه از هر سه ازدواج یکی به طلاق می‌انجامد. معضل خانواده‌های تک والدینی به خصوص در کشورهای صنعتی رو به گسترش است. سردمدار این بحران ایالات متحده آمریکاست که در آن ۲۵% خانواده‌های دارای فرزند زیر ۱۵ سال را خانواده‌های تک والدینی تشکیل می‌دهند. هم چنین از جهت رنجش و ناراحتى، زنان زودتر از مردان رنجور و ناراحت مى‏شوند و صبر و تحمل آنان کمتر از مردان است، اما پس از مدتى رنجورى برطرف مى‏شود. حال اگر حق طلاق به زنان داده مى‏شد، چه بسا فوراً به طلاق رو آورند..

این دسته از کارشناسان دینی همچنین معتقدند چون ازدواج، حقوق و وظایف مالى و اقتصادى را بر شوهر لازم مى‏کند، جدا شدن و طلاق براى او سخت تر از زنان است، زیرا مهریه را باید پرداخت کند، در حالى که زن گیرنده است و در طلاق هیچ بار مالى بر او تحمیل نشده، بلکه استفاده مالى دارد، بنابراین شرایط طلاق ( که در اسلام مبغوض‏ترین حلال دانسته شده ) براى مرد سخت و سنگین است و براى زن از نظر مالى و اقتصادى نه تنها سخت نیست، بلکه مى‏تواند مطلوب باشد.

لطفا نظرات و انتقادات و پیشنهادات سازنده خود را برای حمایت و بهتر شدن کار ما بنویسید و ما حتما جوابگو هستیم